واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...
۰۶خرداد

بسم الله الرحمن الرحیم 

« از آن بالا بالا ها افتادیم پائین »* ، فاصله مان بعید شد ، حجاب پشت حجاب . ما انسان بودیم ، اهل انس و حالا غریب افتاده بودیم روی زمین . رهایمان نکردی ولی نسل اندر نسل پیامبری در گوشمان و مرسلی در قلبمان تو را با ما زمزمه می کرد . ما ولی ممکن الخطا بودیم ، گاهی گوشمان بدهکار نبود ، گاهی چشممان ، گاهی قلبمان . ما ممکن الخطا بودیم و این یعنی ممکن بود فاصله مان را با تو بیشتر کنیم و بر حجابها بیفزائیم و در تاریکی پس از حجابها فرو برویم . 

تو ولی نور بودی ، هستی و قریب بودی و هستی ، پس سالی یک بار ، فاصله مان را کم کردی و حجاب هایمان را کنار زدی و صدایمان کردی و مهمانمان کردی و ما ناگهان صدایت را شنیدیم و این صدا آن بالا بالاها را یادمان آورد و ما دلمان برایت تنگ شد . پس آمدیم . دل شکسته ، پشیمان ، بغض در گلو شکسته با چشمانی اشکبار ، گردنمان را کج کردیم و طبق طبق سیاهی مان را آوردیم تا در نور تو بشوریمشان پس وَ هَب لی جُرمی فیهِ یا اِلهَ العالَمین وَاعفُ عَنّی یا عافِیاً عَنِ المُجرِمین...**


* فاطمه شهیدی / خدا خانه دارد 
**دعای روز اول ماه مبارک 

۹۶/۰۳/۰۶ موافقین ۰ مخالفین ۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">