واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...
۰۹تیر

بسم الله 

بچه که بودم بابا ناظم دبیرستان شاهد پسرانه بود ، تابستانها که مدرسه تعطیل می شد و هفته ای دو روز برای ثبت نام و نمی دانم تحویل کارنامه و کارهای دیگر می رفت مدرسه گاهی مرا هم با خودش می برد . در چشم بچگی های من دبیرستان شاهد بزرگترین مدرسه ی ممکن بود ، خیلی بزرگتر از مدرسه ی خودم و خواهرها ، تخته سیاه های بزرگی که از این ور دیوار کلاس تا آن ور طولشان بود و قد من بزحمت بهشان می رسید . همینجا ، توی همین مدرسه و کلاس هایش بود که من برای اولین بار با پدیده ی دیوار نویسی بصورت جدی آشنا شدم ! توی یکی از کلاس ها کنار پریز برق فلش زده بودند و نوشته بودند اگر خسته شدی از این زمانه ، یک میخ بزن در این دهانه :)) . این بیت شعر اینقدر برای من جالب بود و اینقدر جدی گرفته بودمش که فوری دویدم تا صحت ادعای مطرح شده را از بزرگترها بپرسم و خب بیفتم روی بقیه ی دیوارها دنبال نوشته ها !

از آن موقع به بعد من ناخودآگاه روی دسته ی صندلی ها ، میزها، دیوارها، طلسم های روی درهای سرویس بهداشتی بقاع متبرکه :| و هر جایی که آدمیزاد دستش رسیده و اثری از خودش بر جای گذاشته ! را می خوانم . یادگاری ها ، اسم آدم ها با تاریخ ثبت ، فلانی دوستت دارم ، اول اسم یک نفر با معشوقش ، گله و شکایت از زمانه و البته کامنتهای دور و اطرافشان که در حدخودش یک جور شبکه ی اجتماعی به حساب می آید ! خاک تو سرت به جا عشق و عاشقی برو درستو بخون ، ایشالا بهش برسی ، بیت شعرهایی که گاهی اینقدر زیبا هستند آدم دلش می خواهد کاغد ، خودکار دربیاورد همانجا یادداشتشان کند ، حروف عجیب و غریب سحر و جادوها و ...

این پدیده ! با همه ی آلودگی های بصری که ایجاد می کند ، اموال بیت المال را تخریب می کند ولی در نوع خودش خیلی جالب است ، جالب از این جهت که چرا آدمها میل به حک اول اسم خود و معشوقشان روی مثلا میز یا دسته ی صندلی دارند . می خواهند با ثبت دائمی اش میزان خلوص و درجه عشقشان را ثابت کنند ؟ می خواهند دنیا را از وجودش آگاه کنند ، امید دارند روزی معشوق چشمش به آن بیفتد و از احساسشان آگاه شود ، یا مثلا دیگران ، میخواهند دنیا را از آن پر کنند کاری که امروز شبکه های اجتماعی برایشان انجام می دهد ، نمی دانم . 

نمی دانم ، فقط می دانم شبکه های اجتماعی هر کاری کنند و جای هر چیزی را بگیرند جای جمله ی معروف لعنت بر ..... که در این محل اشغال بریزد را نمی گیرند :/

والا ....

ننویسید آقا، ننویسید ...

۹۶/۰۴/۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰

نظرات  (۳)

۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۱۶ مهندس رضا عباسی
سلام
متن زیبایی بود
به من هم سر بزنید
منتظرتونم
التماس دعا
پاسخ:
علیک سلام 
فکر می کردم دوره ی کامنتهای تبلیغاتی ایام بلاگفا تمام شده است .
محتاجیم ...
فروغ گذشته رو نداره ولی همچنان هست. بین سربازها خصوصا. اون اوائل که متروی تهران راه افتاده بود هرروز یه یادداشت جدید توی قطارا می‌دیدیم. بعد گویا یه برخورد سفت و سخت باهاشون کردن دیگه اینم کم‌رنگ شد. اونایی که معشوقه‌ی خیالی یا واقعی دارن معمولا جذاب‌تر می‌نویسن. "آخر می‌گیرمت ملیحه" این جمله رو هیچ وقت یادم نمیره! :))
پاسخ:
ایشالا اخر بگیرتش :)))
۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۴۵ پلڪــــ شیشـہ اے
از بی تربیتی هاشون که فاکتور بگیرم، خوندن شون سرگرم کننده است. من فکر کردم فقط خودم هستم که برام جالبه. آخه واسه امتحانا رفته بودم کتابخونه، چند دقیقه ای حواسم رفت به میز مطالعه. :))
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">