واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...
۰۴مرداد

بسم الله 

اگر چه به خاطر گلو دردم در مرداد ماهی چنین گرم و خفه احساس سرما می کردم ولی باز دیدن جوانانی که روی چمن ها با آسودگی دراز کشیده بودند مثل همیشه باعث غبطه ام شد .

دلم می خواست من هم بگذارم بدنم روی چمن ها ، روی زمین آرام بگیرد . ما وابسته ی خاکیم ، جنس مان از خاک است ، اول و آخرمان هم خاک است شاید همین است که با لمسش قرار می گیریم .

دراز بکشم روی چمن ها ، خنکایشان را احساس کنم ، عطر تندشان را استشمام کنم و این خستگی بزرگ و بزرگ و بزرگ را بسپارم به خاک ، رها شوم ...

و باز این شعر محشر اصغر الهی 

در واگویه ی خاطره های مه آلود 

و خاکستری 

بدنیا آمدم 

بالیدم

بزرگ شدم

سایه ی ترد گیاهی در گذار آب های وحشت 

به دریا نپیوستم 

چون قطره ی آبی زلال 

به خاک برگشتم

به زهدان مادری که از آن بدنیا آمده بودم 

به هیئت انسان نخستینی 

در تردید زیستن و ماندن ...


*نام کتابی است ، مجموعه ای از داستانهای نویسندگان معاصر روس
۹۶/۰۵/۰۴ موافقین ۱ مخالفین ۰

نظرات  (۳)

چرا دراز نکشیدید روی چمن ها؟
پاسخ:
به نظرتون میشه یه دختر محجبه با چادر دراز بکشه رو چمن ها جلو چشم ملت حاج اقا ؟
چرا نشه؟ مشکلی تو حجاب ایجاد میکنه؟ بعید میدونم!
پاسخ:
:/
یادم باشه به مقام اجتهاد رسیدید ازتون تقلید کنم خیلی دیگه اپدیت هستید شما :||
این حاج سید یه جوری حرف میزنه انگار همجنسای خودشو نمیشناسه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">