واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...
۰۳شهریور

بسم الله

وضوی نماز صبحم را در ایوان می گیرم و این یعنی این شانس را دارم که هر بار سرم را بلند کنم و آسمان شگفت این ساعت را سیر کنم؛ آرام, استوار, پرابهت و البته ستاره باران ...

میلیاردها سال از تاریخ این دنیا می گذرد , زمین هر دم دستخوش تغییری است و آسمان هم گر چه از چشم ما پنهان هر لحظه عوض می شود .

ولی هزاران سال است که انسانها سر بلند کرده اند و آسمان را هر شب همینطور استوار و پابرجا دیده اند . این ثبات , این نقطه ی اتکای چشم ها وقتی از هیجانات زمینی ترسان و مضطرب گشته اند عین حقیقت تغییر ناپذیر هستی می ماند , عین ملکوت آسمانها و زمین , عین همه ی آن عوالم پنهانی که رازهای هستی را از نبات و جماد و انسان و ملک و ملکوت در بر گرفته است . عین وحدت در عین کثرت, عین حقیقت عریان و خالص هستی ...

چه فرقی می کند کدام هزاره, کدام قرن و سال و ماه و روز , چه فرقی می کند انسان ساده اندیش و ساده زیست کمون های اولیه یا بشر هزار لایه ی تو در توی جهان وطنی امروز ؟ حقیقت یکی است ، همیشه یکی است ...

+ این چه فرقی می کند, برای همچو منی با دل بستگی های فراوان به ایام ماضی و نوستالژی های سال های گذشته در حد حسرت زندگی در عصر کاروان سراها و زنگ شتران و طلبه های همیشه مسافر خیلی سنگین است , واقعا سنگین است ...



۹۶/۰۶/۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰

نظرات  (۱)

چقدر فاخر و دلنشین می نویسید ...

واژه ها قاصرند از بیان احساسم درباره آسمان، ستاره، غرق شدن در اعماق تاریکی های شب، لحظه ی جرعه جرعه نوشیدن طلوع فجر و سجده ی شکر برای تمام این احساس ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">