واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...
۲۲شهریور

بسم الله 

نمی توانم آنطور که می خواهم توضیحش بدهم ، آنطور که واقعا هست . حتی نمی توانم با دوربین موبایلم از هیچ زاویه یا فاصله ای قابش بگیرم آنطور که واقعا هست ! 

حدود ده ، ده و نیم هر روز صبح ، می توانم بنشینم و ساعت ها خیره اش بشوم و نگاهش کنم و هی نگاهش کنم . تو انگار کن شتاب زندگی وقتی به این صحنه می رسد مکث می کند ، آرام می شود ، چیزی در مرز سکون اما در جریانی دائمی و ناب و روحانی . نور در آرامشی ملکوتی از پنجره عبور می کند و همینطوری می افتد روی برگها. زندگی اینجا در ساحت جذبه ی این گل با سرعتی متفاوت و با معنی متفاوت تر ادامه پیدا می کند ، ورای صدای گنجشک ها، یا کریم ها، صدای گاه به گاه بچه ها و عبور ماشین ها ، ورای من، این قاب ، گوشه ی خانه ی ما ، بعدی دیگر از زندگی، بعدی نزدیک به بطن حقیقی زندگی را هر روز صبح روایت می کند ...

۹۶/۰۶/۲۲ موافقین ۱ مخالفین ۱

نظرات  (۱)

این قاب از زندگی ، در حقیقت زیباترین قاب است..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">