واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

۰۳آبان

بسم الله 

تنظیم نیستم . عین ساعت شماطه داری هستم که کوبیدنش روی زمین ، ساعت عقربه هایش شکسته، عددها کج شده اند و در یک کلام داغون شده است . منم همینطوری داغون شده ام . کنترلی بر احساساتم ندارم . حتی نمی توانم از هم تمیزشان بدهم . همین است که می گویم تنظیم نیستم چون هیچ چیز در من سر جای خودش نیست . از نظر جسمی هم شدیدا خسته ام  و این اوضاع را بغرنج تر می کند . عضلاتم درد می کنند ، سرم درد می کند ، گوش هایم ...

دوست دارم بخوابم . به مدت طولانی ، نه اینکه بروم توی کما مثلا و توی بیمارستان با هزار جور لوله و دستگاه . نه دلم می خواهد بروم توی اتاق یک هتلی ، یا آپارتمانی جایی که هیچ کس بهم کار نداشته باشد و من بخوابم ، طولانی ، طولانی ، بخوابم و هیچ کس نداند من کجا هستم و چه بلایی سرم آمده ، دلم می خواهد بخوابم و در خوابیدنم از همه چیز  و  همه کس  فرار کنم ...

۹۶/۰۸/۰۳ موافقین ۱ مخالفین ۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">