واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...
پیام های کوتاه
  • ۱۶ مرداد ۹۵ , ۰۰:۳۱
    ...

ب...

شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۴۹ ب.ظ

بسم الله

یک شب سرد زمستانی است ، زمستانی واقعی مثل زمستانی که باید باشد و من طوری ام که انگار از همه ی دنیا بریده ام ، تو انگار کن اصلا دنیایی وجود ندارد که من از آن بریده باشم . شبیه گوی خالی هستم گوشت و پوست و استخوانی نیست انگار می توان دست برد و از خالی ام گذشت و دنیا هم برایم همین طوری است . همینطوری خالی و بدون هیچ مرزی ، قابی، محدوده ای . بدون هیچ گذشته و آینده ای . هیچ وزنی . سبک ، خالی . اینقدر خالی که حتی کلمات هم برای وصفش زیاده اند . بگذارید رهایش کنیم پس ، بگذارید رهایش کنیم به امان خدا ، به همین خالی ، سبک بی وزن که در هیچ قانون فیزیک و شیمی نمی گنجد و بطرز عجیبی به منشا زندگی وقتی تازه آغاز شده بود نزدیک است ...

شبیه ب ، وقتی داشت ادا می شد در بسم الله ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">