واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...
پیام های کوتاه
  • ۱۶ مرداد ۹۵ , ۰۰:۳۱
    ...

و الیه راجعون ...

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۴۱ ق.ظ

بسم الله 

مرگ ناباور می آید. کی ؟ واقعا ؟ چرا ؟ 

بعد احساست بر می خورد بین عکس العمل احتمالی بازماندگان و خاطرات خودت . و احساس گنگ و مبهم و البته ترسناک مرگ. آدم مرگ اندیشی مثل من نباید خبر مرگ دیگران اینطوری بلرزانتش ولی می لرزاند . نبودن دیگری برای همیشه ، بی نفس ، چشم ها بسته ، ناآگاه از هر چه هست و نیست ، به تمامی مشغول خویش . چرا هر روز و هر روز اتفاق می افتد ولی هر بار اینقدر تازه ، عجیب، گنگ و بی باور است . 

شوک مرگ ، یک بار دیگر آمد . یکی رفت و باز خاطره شد در من ، زنده تر از وقت زنده بودنش . خدایش رحمت کند ...

نظرات  (۲)

سلام منم همین طورم یه زمانی قصه مرگ کاملا برام حل شده اس ولی وقتی با یه مرگ روبه رو میشم حس ترس دارم


پاسخ:
علیک سلام 
خدا رحمت کنه....

بنظرم برا کسانی که به مرگ فکر میکنن اتفاقا این ترس و لرزه وجود داره و اتفاقا نشونه ی خداترسیه و خیلی هم خوبه...
امان از وقتی آدم نترسه و نرلرزه...
اصلا بنظر خاصیته یاد مرگ کردن همینه دیگه... بترسیم که سراغ اعمال ناشایست نریم و بدونیم روز حسابی هست.اگرنه  مرگ که از بین رفتن نیست که آدم بخواد بترسه..رفتن به عالمی بالاتره..
بنظرم مرگ فقط واسه یه عده خاصه که ترس نداره... افرادی شبیه امام مثلا...
برا ماها شاید از ترس خود خدا باشه واسه عده ای مون...
یه عده ای هم از منفی بودن پرونده اعمال میترسن..
این وسط خدا نکنه فقط کسی اونقدر منفی باشه که یاد مرگ نترسونتش...
پاسخ:
خدا رفتگان شما هم بیامرزه .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">