واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...
پیام های کوتاه
  • ۱۶ مرداد ۹۵ , ۰۰:۳۱
    ...

بیا و خانه ات را آباد کن ...

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۳۵ ب.ظ

بسم الله 

تو ما را زیبا می خواستی مثل خودت و زیبایی را بی نهایت می خواستی مثل خودت . پس به قلب های ما نگاه کردی و زیبایی را برای آن پسندیدی . گفتی « به صورت هایتان کاری ندارم، قلبهایتان را می خواهم ، قلبهایتان را سلیم می خواهم » . ما ولی انگار کودکان دنیا بودیم، بازیگوش ، چشم و گوشمان مدام می جنبید . ما دنیا را به بازی گرفتیم و او ما را . ما گرفتار رنگ های دنیا شدیم . ما دنبال زیبایی پشت ویترین مغازه ها و رنگ های چشم و لب و صورتمان بودیم . ما قلبهایمان را فراموش کردیم ولی تو ...

تو ما را فراموش نکردی، نمی کنی . مدام ما را صدا می زنی و در قلب های ما به ما رو می کنی ، این مرده های سنگین و سرد خاک گرفته را دست می کشی و احیا می کنی ...

قلب هایمان را خودت آفریدی، خانه خانه ی توست ، سند زده و مهر و موم شده به نام توست . بیا و خانه ات را آباد کن ...

نظرات  (۱)

قلب هایمان را خودت آفریدی، خانه خانه ی توست 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">