واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...
پیام های کوتاه
  • ۱۶ مرداد ۹۵ , ۰۰:۳۱
    ...

این هم تمام شد ...

پنجشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۱۰ ب.ظ

بسم الله 


این ورودی را خیلی دوست داشتم . رابطه مان عالی بود و من نزدیک به همان کسی و همان مدرسی بودم که می خواستم باشم . چقدر خندیدیم باهم ، چقدر سر به سر هم گذاشتیم، کم سرشان داد زدم و سخت ترین امتحان درس تاریخ شهرسازی ایران را ازشان گرفتم انقدر سخت که مجبور شدم سه بار امتحان بگیرم و چهار نمره به همه بدهم :|| بلکم نمراتشان قابل پخش شود :|| دوره های بعدی همه چیز عوض شد . انگار یک دوره ی تاریخی تمام شده بود و یک دوره ی جدید شروع ! و عجب دوره ی افتضاحی ، عجب نسل افتضاحی بلاا به دور :|

من تدریس را رها کردم چون دیگر شبیه مدرسی که باید نبودم . من تبدیل شده بودم به کسی که ورودی های جدید به شدت ازش میترسیدند ! حالا گیرم این من نبودم که از سی و پنج دانشجوی جامعه شناسی شهری بیست نفر را انداخته بود چون خودشان افتاده بودن ! من با برگه هایی با نمرات سه و چهار و شش چکار می کردم ! من خودم هم از خودم میترسیدم چون به جای تدریس با عشق و علاقه داشتم فقط انجام وظیفه میکردم ، خسته شده بودم از سیستم غلط آموزشی که نمی توانی با حرکت صحیح نتیجه ی صحیح بگیری و البته باید اعتراف کنم هر ترم ذهنم برای طرح سوالات پیچیده تر میشد و داشتم واقعا میترسیدم از خودم :|

خلاصه اینکه من تدریس را رها کردم . پشیمانم ؟ بله . ولی برایم لازم بود :)

این ورودی هم جشن فارغ التحصیلیش را گرفت . من به عکس هایشان نگاه کردم . دلم تنگ شد . بغض کردم . رفتم بالای سن و بهشان گفتم به رسم همیشه سلاااام عصر همگی بخیر و آنها هم جوابم را دادند . بهشان گفتم هر چه شد به خودشان وفادار باشند . بعد لوح تقدیرهایشان را دادم ، عکس گرفتم بعضی را بغل کردم . با محمد رضا نیمچه دعوایی کردم که چرا برای ارشد درس نخوانده. به فهیمه گفتم همیشه شاد باشد . دست دخترهایی که با بغض ازم تشکر می کردند محکم فشردم . به مادر بهنام قول دادم که با پسرش حرف بزنم تا تصمیمش را در مورد ازدواج با یک مورد نامتناسب عوض کند

این دوره هم تمام شد و این تمام شدنها چقدر دل تنگم می کند ...

نظرات  (۲)

پشیمانم! 

پاسخ:
کجاش عجیبه خب ؟
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • :)

    غم ی داشت .
    ایول الله
    ایول الله 

    :)
    دلتنگی هایتان مبدل به شوق و آرامش درونی
    پاسخ:
    ممنونم ان شالله 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">