واقعیتِ سوسک زده ...

واقعیتِ سوسک زده ...

draw me close

پنجشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۵۳ ب.ظ

بسم الله 

وسط راه مانده ام ، ایستاده روی لبه ای نااستوار . دلم می خواهد بنشینم روی زمین دست هایم را حلقه کنم دور زانوهایم و زل بزنم به آسمان شب . نسیم خنک شهریور بنشیند روی صورتم و بوی هوای شب مشامم را پر کند . همینطوری بنشینم و زل بزنم به آسمان شب . 

پرتاب شده ام سمت تنهایی ام دوباره ، دوباره دارم فرو می روم در خودم ، جداتر می شوم از بقیه . غم آدم را تنهاتر می کند وقتی هیچ کس غیر از خودت نمی بیند چطور ظرف دلت پر می شود از اشک هایی که درونت می بارد . 

هم شب رفیق خوبی است و هم آسمان . تا دلت بخواهد جا دارد که چشم بدوزی به عمقش که رها بشوی در بزرگی اش ، شب آغوش بزرگی برای تنهایی های بزرگ دارد ، برای غم های سنگین . آسمان به اندازه ی کافی برای من جا دارد ...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۰۸

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">