واقعیتِ سوسک زده ...

واقعیتِ سوسک زده ...

مجلس نهم

چهارشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۲۲ ب.ظ

بسم الله 

مردی که حساب بلد نبود

می شد تشنه از سر شط بلند نشود.
وقتی گفتند: "آب بیاور" می شد سیاهی هایی که دو سوی نهر، پشت درخت ها بودند بشمارد و حساب کند که نمی شود.
شب پیش که فامیل هایش در سپاه یزید، پنهانی امان نامه آوردند، می شد کمی فکر کند قبل از اینکه سرشان داد بزند:"می گویید من در امانم، پسر فاطمه (س) در امان نیست؟".
زیرک و شجاع بود و هوای همه چیز را داشت.
پرچم را برای همین داده بودند دستش. می شد به او تکیه کرد.
فقط پای برادرش که به میان می آمد 



مجلس تنهایی| فاطمه شهیدی
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۸

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">