واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...

و پرنده‌ای در من از جَوِ زمین خارج می‌شود ...

واقعیتِ سوسک زده ...
پیام های کوتاه
  • ۱۶ مرداد ۹۵ , ۰۰:۳۱
    ...

اصلا دوست نداشتم که برگردم...

سه شنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۰، ۰۳:۲۲ ق.ظ
هوالطیف

اصلا دوست نداشتم که برگردم ،................................................................................

اصلا و ابدا حوصله تهران و خوابگاه و پروژه و این جور چیزها را ندارم هیچ چیز این جا برای ماندن تشویقم نمیکند حتی خیابانهایش!!! یعنی اصولا وقتی فشار خون آدم یک چند درجه ای پائین باشد و ضربان قلبش یک چند ضربه ای بالا خیابان های تهران که چه عرض کنم خیابانهای پاریس هم که بود هیچ فرقی به حالش نمیکرد .

اصولا این موقع ها خانه را ترجیح میدهم  و سکوت و آرامشش را و کسانی که دوستشان دارم  و دوستم دارند و حضورشان یکی از بزرگترین نعمتهایی است که خدا به من داده است .

اصلا دوست نداشتم که برگردم ................................................................................






نظرات  (۲)

راستشو بخوای اینجا هم کسی دوست نداشت تو برگردی
شوخیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی کردم
پس دل ما چی که برات تنگ میشه؟!!!!!!!!!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">